خانه / اخبار / شهرستان / مفاخر فيروزآباد

مفاخر فيروزآباد

مطلبي که در پي مي آيد پيش از اين در شماره ۴۷ صداي شرق به تاريخ ۱۴ بهمن ۱۳۸۵ تقديم خوانندگان شده است. اکنون در آستانه صدمين سال تولد شاعر فيروزآبادي زنده ياد محمد اميريان ضمن بازخواني اين مطلب يادآور مي شويم که پژوهش در آثار و انديشه هاي زنده ياد اميريان مي تواند موضوع پايان نامه هاي دانشگاهي نيز باشد. صداي شرق از انتشار آثار و مطالب مرتبط با ايشان استقبال مي نمايد. سيد محمد اميريان فرزند سيد باقر در سال ۱۲۹۴ خورشيدي در شهر فيروزآباد ديده به جهان گشود. تحصيلات مقدماتي را نزد استادان آن روز به ويژه پدر بزرگوارش فرا گرفت و در حد معلومات موجود، از محضر اساتيد آن زمان بهره جست.

در دوران جواني به کار کشاورزي مشغول بود و مدتي کوتاه شهردار فيروزآباد شد. اوقات فراغت را به مطالعه کتاب مي پرداخت. در مجامع ادبي و علمي زمان خويش شرکت جسته و از آموختن باک نداشت. با آن که بيشتر اوقاتش در مزارع و خارج از شهر مي گذشت، هرگز از کتاب هاي مورد علاقه اش يعني کلام الهي و دلنواز قرآن، کليات سعدي، ديوان حافظ، خمسه نظامي و شاهنامه فردوسي دور نبود.تعصب خاصي به شهر و مردمش داشت.هر گاه نام فيروزآباد و فردي از اين ديار مورد بي مهري ماموران قرار مي گرفت، جانانه مي ايستاد و مبارزه را تا دستيابي به هدف ادامه مي داد.

تاريخ فيروزآباد را خوب مطالعه کرده بود و از هر گوشه و کنارش حکايتي داشت. مصاحبت وي شيرين و سخنانش آکنده از نوآوري و انديشه ي بلند بود.در دوره ي نوجواني بيش از دو هزار بيت از اشعار اندرزگونه و حکيمانه نظامي را حفظ داشت. بر شعر و ادب مسلط بود، به گونه اي که اشعار زيادي به شيوه ي حکيم نظامي در قالب مثنوي سروده است. شاهنامه را بارها مطالعه کرده و به کمال مي دانست و اشعار پند آميز و نغذ آن را به مقتضاي حال مي خواند و در جمع دوستان مجلس آرايي مي کرد.

هر گاه در آداب دوست يابي، برخورد با دنيا، بهره وري از دانش، حضور در مجلس بزرگان و ديگر موارد سخني مي رفت، شاهدي از شاهنامه داشت. در آيات قرآن مطالعه تحقيقي وسيعي کرده بود و از ادبيات عرب نيز آگاهي داشت، به گونه اي که خود مي گفت: «بر ادبيات عرب مسلطم»

او روح قرآن را درک کرده بود، عارفي تمام معنا و عاشقي دلسوخته بود به همين دليل، از مرگ نمي هراسيد. در واپسين روزهاي عمر شاد و خرسند بود. تاريخي که گويا و شيوا از شهرش بود و از سنگ نوشته ها، آثار تاريخي، مزارع، باغ ها، چشمه ها، کوهساران، راه ها و منابع محل آگاهي داشت و به آب، و خاک و اعتقاداتش عشق مي ورزيد. همواره دلواپس از هم گسيختگي مردم بود. انسجام و وحدت و دوستي همگان را مي خواست و معتقد بود که:

«دريغ است ايران که ويران شود

کنام پلنگان و شيران شود»

بي گمان، اميريان از محققان، مورخان و شاعران بزرگي است که در اين شهر پا به عرصه ي وجود نهاد و آثاري از خود به يادگار گذاشت که عبارتند از: تاريخ فيروزآباد، تلخيصي از شاهنامه فردوسي، مثنوي برگردان از نظامي، وي در غزل رباعي  نيز طبع آزمايي کرده است.

دل بر خدا نهاد، و از اين اعتماد خرسند بود. و از مهرياران گرم مي شد و چون خورشيد، جوانمرد بود«خوش درخشيد ولي دولت مستعجل بود» سرانجام يکشنبه يازدهمين روز يازدهمين ماه سال ۱۳۷۲، پير جهان ديده ي اين ديار که ۷۶ بهار عمرش را زمستان کرده بود، روي در نقاب خاک کشيد. ياد و نامش براي هميشه در دل دوستان و مشتاقان بر جاي خواهد ماند.

شعر بيد مجنون زنده ياد اميريان

 

ليلي چو از اين جهان فاني

بگذشت به دوره جواني

مجنون که هميشه يار او بود

پيوسته سر مزار او بود

چوبي بنشاند در کنارش

تا گم نکند ره مزارش

هر روز که سر بر آن بساييد

خوناب مژه بر آن بباريد

شد چوب ز آب چشم او تر

بشکفت و بگشت سايه گستر

شد شاخ بلند آن نگونسار

در بر بگرفت تربت يار

گفتند مراقبان دل خون

اين است درخت بيد مجنون

مانند زني ستاده بر جاي

موي سر خود نشانده تا پاي

آزاده و بي ثمر چو ليلاست

هر جا که بود هميشه زيباست

درباره صدای شرق

پاسخ بدهید

ایمیلتان منتشر نمیشوذفیلدهای الزامی علامت دار شده اند *

*